تبليغاتX
سفر به انتهای شب
آریایی پولدار

«فیلم های کیارستمی ام عصبانی نمی کند  

موسیقی ام به وجد نمی آورد

و دیگر دلم نمی خواهد روی کسی بالا بیاروم»

 مکابیز،بخشی از شعر بلند "پیری" که هنوز ننوشته ام  

 

 

گزینه ی اول :

دختر نشسته دارد تخمه می خورد و در حالیه پوست تخمه به لب هایش چسبیده  تصویر درشتی از صورتش  داریم که تند تند مژه میزند.تلویزیون تصویر یکی از سخنرانی های احمدی نژاد را نشان می دهد.صدای احمدی نژاد :

(ملت ما هشیاره.دولت های دیگه باید بدونن که ملت ما چی ؟ فریاد ملت: هشیاره)

صدای زنگ در.

دوربین دختر را تعقیب می کند.پسری حدودا سی ساله داخل می شود .دختر را بغل می کند و روی هوا به سبک ویدیوی ماچ افشین ماچ می کند

(احمدی نژاد: هر کس فکر کنه می تونه این ملت قوی و هشیار رو شکست بده یا ابله یا دیوونه اس :صدای هلهله و شادی ملت)

 

دختر :چی شد ؟

پسر :هیچی

دختر:غلط کردی ...درست شده از نوک دماغت معلومه

پسر:نوک دماغم چشه

دختر:می پره

پسر:نمی پره

 

دختر و پسر بر سر پریدن و نپریدن نوک دماغ پسر کارشان به شوخی های انگشتی می کشد و همانجا روی کاناپه می خوابند.در اینصورت ما یک آیتم پانزده دقیقه ای خواهیم داشت که با سر هم کردن چهار تایش می توان یک دی وی دی هفتاد دقیقه ای (با احتساب پشت و صحنه و تیتراز) ساخت .اما در صورتی که مایلید فیلم تان دراماتیک تر باشد و آدم های کمتر عجولی را راضی کند از گزینه ی دوم استفاده کنید .

 

گزینه ی دوم :

 پسر با اشاره به تلویزیون :این چیه ... باز این میمون داره واغ واغ می کنه

دختر :چی بزارم ؟

پسر :یه چیزی که اوم ...صداش ممتد و گوشخراش باشه

دختر :چی مثلا ؟

پسر بعد از کمی فکر:همین خوبه

(صدای احمد ی نزاد:ملت ما دیگه به حقوق خودش آگاهه .نه تنها به حقوق خودش که به حقوق ملت های دیگه ام آگاهه)

دختر :خوب بسه ...خودتو لوس نکن .درست شده

پسر :نه .رییس شون نبود.

دختر:خوب نپرسیدی میشه یا نه

پسر:گفتن رییس حتما باید باشه .

صدای زنگ در (دختر می رود و با یک پسر قلچماق وارد می شود)

هر سه نشسته اند روی زمین و میوه و تخمه و چایی و سیگار و حشیش قاطی پاتی همه چیز می خورند و می کشند.

پسر قلچماق :چه خوشگل شدی

دختر :بودم ..ولی خوب به سلیقه ی تو هم اعتمادی نیست

پسر قلچماق :سلیقه ام شاید ...ولی چیزای دیگه ام بد نیست

پسر :اره...همه می دونن

دختر:نه بابا (ادای تعجب کردن را در می آورد)

 در اینجا می توان ادامه ی کنجکاوی دختررا به  یک سک- س سه نفره رساند که با احتساب مدت خود عملیات و سکانس قبل از ان نیم ساعت طول می کشد و البته با کنار هم گذاشتن دوتایش همان دی وی دی هفتاد دقیقه ای در می اید.اما اگر باز هم مایلید فیلم تان دراماتیک تر و مقبول طبع مردم صاحب نظر تر باشد از گزینه ی سوم استفاده کنید .

 

گزینه ی سوم :

دختر :کلا برای من جالب نیست

پسر قلچماق :چی برات جالب نیست .

دختر :اینکه تو چی داری و چی نداری .

پسر :برای منم همینطور...خودشم می دونه

پسر قلچماق :بابا شماها آدمو از زندگی نا امید می کنین .لااقل یه چیزی بزارین برقصیم

پسر:همین خوبه ....حوصله ی نق زدن همسایه ها رو نداریم.

(صدای احمدی نژاد :چیچی مسلم ماست ؟ملت :حق مسلم ما است)

دختر :بابا این که خیلی ماهه ...کرکر خنده است

پسر قلچماق :مسخره می کنی ؟

پسر :نه کاملا جدی می گه

دختر :به نظر من که خیلی هم سک-سیه

پسر :اوهوم ...

پسر قلچماق ...بچه ها یه فکری

پسر :چی ؟

زنگ بزنیم البرت چهار تا ودکا بیاره خر مست کنیم

این آیتم با ورود البرت و خرمست شدن این سه تا و کشیده شدن پای آلبرت وسط ماجرای یک سک-س چهار نفره به پایان می رسد.اما در ان صورت هم شما صاحب یک سینمای پو-رن بومی ایرانی نیستید.اگر علاقمند به بومی سازی هستید لطفا گزینه ی چهارم را انتخاب کنید.در غیر اینصورت تا همینجا هم شما یک دی وی دی شصت هفتاد دقیقه ای دراماتیک دارید و به خدا م سپارمتان.

 

گزینه ی چهارم :

تصویر سخنرانی احمدی نزاد :دختر و پسر و پسر قلچماق و البرت روبروی تلویزیون نشسته اند و با خودشان ور می روند.صداهای اغراق شده ی لذت جنسی روی تصویر سخنرانی احمدی نژاد به گوش می رسد .لازم است هر چهار  تایشان با بالا رفتن و چفت شدن دست های احمدی نژاد ارضا شوند.اگر مایلید می توانید از قطرات منی بر روی شیشه ی تلویزیون هم فیلم بگیرید و تیتراژ و تشکر از عوامل معنوی تولید  فیلم (بخصوص این وبلاگ)هم جایش همینجا است.

 

(صدای احمدی نژاد :کی خسته است؟)

+

 
سو استفاده ی جنسی از این وبلاگ ممنوع بوده و خاطی مورد پیگرد قانونی و غیرقانونی من قرار خواهد گرفت !