تبليغاتX
سفر به انتهای شب
آریایی پولدار
خوب خوانندگان این وبلاگ عادت کرده اند به نوشته هایی که قرار است دنباله داشته باشد و ندارد.منتهی این بار یک نوشته که قرار نبود ادامه پیدا کند ادامه پیدا کرده.البته این یک انگیزه خیلی خیلی مشخص دارد.قضیه از اینجا شروع شد که لئون در یکی از پست های وبلاگش لینک هایی گذاشته بود از چند آهنگ نامجو. ارسال لینک آن به بالاترین با مخالفت مدافعان سرسخت کپی رایت روبرو شد.این مخالفت برای من مقدار زیادی خنده و عصبانیت توامان تولید کرد.گویی عده ای استعداد بخصوصی دارند برای تبدیل کردن هر قانون بشری ای به ایه های کتاب مقدس.گویی کپی رایت یک حکم اخلاقی کانتی است که در هیچ شرایطی نباید نقضش کرد (بدون آنکه لازم باشد محتوا و شرایط اش بررسی شود.)اینگونه فرمال کردن کپی رایت از کجا ناشی می شود؟یعنی واقعا لازم نیست که بررسی کنیم و ببینیم این مورد بخصوص چیست؟

اما من در اینجا قصد دارم  این مورد بخصوص را بررسی کنم(دست کم بعنوان نمونه) تا معلوم شود گاهی از اوقات این قبیل سینه زنی ها چیزی نیست جز نفهمیدن آنچه فهمیدنش قانونی بنام کپی رایت را بوجود آورده.

یک آدمی آمده اهنگ هایی خوانده که از محتوایشان پیدا است که هیچ امیدی به فروش و عرضه اش در بازار(رسمی)نداشته است.این اهنگ ها که اهنگ های خوبی هم هستند تولیده شده اند تا در مناسبات غیر رسمی عرضه ی موسیقی(و احتمالا از طریق اینترنت)به گوش مخاطبان برسند.بعد آن خواننده تصمیم گرفته کارش را وارد بازار رسمی هم بکند.تا جایی که برایش ممکن است تن به قواعد بدهد تا بتواند جوازی برای پخش  اهنگ های قابل عرضه (در همین بازار) پیدا کند. اما تکلیف آن اهنگ هایی که امیدی به جواز گرفتنشان نیست چه می شود؟هیچ . آنها همچنان در مناسبات غیر رسمی باقی می مانند تا شنونده ی آثار رسمی، تصورش ر ا از هنرمندی که آثارش را خریده کامل کند.

 

هنر صرفا بازار نیست.یعنی قرار نیست هر انچه را که نمی توان خرید و فروش کرد معدوم کنیم.جلوگیری از پخش اثاری که امیدی به عرضه و فروش شان نیست چیزی نیست جز معدوم کردن این اثار. ایا کسی حق دارد که با توسل به کپی رایت اثار هنری را معدوم کند؟ایا کپی رایت می تواند در جایی با اصل وجود هنر مخالفت کند؟اینجا جایی است که هر کس باید از احکام کلی بگذرد و بر اساس اخلاق شخصی اش و بطور جزئی قضاوت کند. اینجا جایی است که من به ان یارویی که می خواهد جلوی مواجهه ی ما با اثار هنر ی را بگیرد می گویم بهتر است سکوت کند و در سیکل تولید و و استفاده از اثر هنری اغتشاش ایجاد نکند.

 

پ.ن:این نوشته دو سری مخاطب دارد.یک عده انهایی هستند که در این ماجرای بخصوص نقش بازی کردند و مخاطب خاص محسوب می شود.عده ی دیگر هم می توانند ان را بعنوان یک مثال نقض برای حکم کلی کپی رایت بخوانند.

وقتی از کپی رایت حرف میزنیم...(1)

+

 
سو استفاده ی جنسی از این وبلاگ ممنوع بوده و خاطی مورد پیگرد قانونی و غیرقانونی من قرار خواهد گرفت !